محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1425
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
بيرون آمد و اسب خود را از خندق جهانده راه بم را پيش گرفت و در يك شبانهروز سى فرسنگ راه طى كرده بدين شتاب خود را به بم رسانيد و از آنجا كه اهالى كرمان خود به راه خلاف رفته و ميل به متابعت لطفعلى خان كرده بودند بعد از ورود جنود نامعدود به شهر به قتل عام اشارت رفت . خلاصه چون لطفعلى خان به بم رسيد و محمّد على خان برادر جهانگير خان سيستانى او را مشوش ديد و برادر خود را با او نديد گمان كرد كه جهانگير خان دستگير و در بند ملازمان حضرت شهريار عظيم الشأن است قصد كرد لطفعلى خان را گرفته به آستان همايون فرستد تا بدينوسيله برادر او مستخلص شود لطفعلى خان اين معنى را تفرّس كرده خواست از دروازهء بم بيرون رود و فرار برقرار اختيار كند سيستانيها دور او را گرفتند و اسب او را پى نمودند و دو زخم به سر و دست او زدند ناچار او تسليم و مقيّد گرديد مراتب را به عرض حضور مبارك رسانيدند . حضرت پادشاهى محمّد ولى خان قاجار را به احضار او روانه فرموده مشار اليه لطفعلى خان را به دربار سپهر اقتدار آورد و چشمى كه به تخت و تاج ايران دوخته بود از او دورى نمود دو قطعه الماس مشهور و معروف به تاج ماه و درياى نور از جواهرات نواب غفرانمآب محمّد حسن خان طابثراه كه نزد لطفعلى خان بود به وارث حقيقى آن يعنى حضرت آقا محمّد شاه رسيد - پوشيده نباشد كه اكثر مورّخين فتح كرمان و ورود سپاه نصرت توأمان را به اين شهر و گرفتارى لطفعلى خان را از وقايع اوايل سال هزار و دويست و نه دانستهاند و نگارنده نيز اين عقيده را مرجّح مىشمارد و اينكه در خاتمهء اين سال نوشته به واسطهء پيوستگى حوادث است - خلاصه لطفعلى خان روانهء طهران و از اينجا به سراى آخرت روان شد و جسد او را در امامزاده زيد دفن كردند و موكب منصور شهريارى از كرمان به شيراز عطف عنان نمود و نواب مستطاب جهانبانى و عليقلى خان نيز از لار معاودت كردند و نيابت حضرت سلطنت عموما و حكمرانى فارس و يزد و كرمان خصوصا به كف كفايت نواب مستطاب امجد جهانبانى ( اعليحضرت فتحعلى شاه ) مفوّض شد و حاجى ابراهيم خان شيرازى به رتبهء وزارت حضرت همايون سرافراز و از شيراز ملتزم ركاب ظفرانباز گرديده ملقّب به اعتماد الدّوله شد . و عبد الصمد بيگ برادرزادهء ابراهيم خليل خان چون از سفر